تحولات منطقه

۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۵
کد مطلب: ۱۱۵۸۶۳۶

نبرد نابرابر روایت‌ها در مشهد

سیدمصطفی فاطمی‌نسب، روزنامه‌نگار

هر نوع خوانشی از شهر با یک روایت صورت می‌گیرد و ما هر روز بدون آنکه بدانیم، در بمبارانی از روایت‌های مختلف شهری هستیم. 

زمان مطالعه: ۳ دقیقه

هر نوع خوانشی از شهر با یک روایت صورت می‌گیرد و ما هر روز بدون آنکه بدانیم، در بمبارانی از روایت‌های مختلف شهری هستیم.
وقتی از کوچه‌پسکوچه‌های قدیمی بافت پیرامون حرم مطهر عبور می‌کنیم، وقتی به معماری مجتمع‌های تجاری تازه‌ساز در بولوار جانباز چشم می‌دوزیم یا در شلوغی عصرگاهی خیابان‌های احمدآباد قدم می‌زنیم، صرفاً در حال عبور از میان مجموعه‌ای از سنگ‌ها، خیابان‌ها و فضاهای فیزیکی نیستیم. ما در هر لحظه، با قصه‌هایی روبه‌رو می‌شویم که کالبد شهر در حال بازگو کردن آن‌هاست. هر ساختمان، هر میدان، هر بیلبورد و حتی چیدمان مسیرها، در حال خلق چیزی است که آن را «روایت شهری» می‌نامیم. شهر همچون متنی زنده است که بی‌وقفه در حال روایت‌گری است و به صورت نامحسوس بر رفتار و سبک زندگی ما اثر می‌گذارد؛ اما برای درک بهتر این پدیده، پیش از هر چیز باید به یک پرسش بنیادین پاسخ دهیم: اساساً «روایت» چیست و شهر چگونه آن را تولید می‌کند؟
یک: روایت مقوله‌ای چند وجهی است؛ اما برای شناخت دقیق‌تر آن بهتر است سه وجه به هم پیوسته آن را این‌گونه بشناسیم:
تعریف: روایت، بازنمایی زنجیره‌ای از رویدادهاست که در یک بستر زمانی و مکانی رخ می‌دهند و با نخ «علت و معلول» به هم متصل شده‌اند.
ساختار و اجزای تشکیل‌دهنده روایت: این وجه بیشتر به نظریه‌های اندیشمندان روسی و فرانسوی درباره ساختار و اجزای روایت برمی‌گردد و کمتر در فضای رسانه‌ها مطرح می‌شود.
شخص، زمینه و منشأ صدور روایت: این وجه ابزار و منشأ صدور روایت را دنبال می‌کند. آیا روایت توسط یک رسانه تولید شده یا روایتی است که یک تاریخ‌نویس یا فیلمساز آن را پرورده است؟ (روایت رسانه‌ای، روایت تصویری، روایت شهری و...)
دو: فرهنگ مقوله‌ای پیچیده و چند بُعدی است. متغیرهای اولیه در تغییرات فرهنگی علاوه بر رسانه، خانواده و مدرسه، همین شهر و فضاها و مناسبات شهری است که یک معنا را عینی و ملموس و سپس تشدید می‌کند و در نهایت در رسانه‌های اجتماعی سرریز می‌شود و سبک زندگی ما را شکل می‌دهد.
سه: روایت شهری انواع مختلفی دارد؛ از یک ساختمان با یک معماری متفاوت گرفته تا بیلبوردهای شهری، تبلیغات تجاری، فضاهای معنوی و فرهنگی و نویسندگان شهری که شهر را در داستان‌ها و رمان‌هایشان روایت می‌کنند، همه و همه در حال تولید روایت شهری هستند.
نکته مهم اینجاست که روایت‌های کلانِ‌ شهری در شهرهایی مثل مشهد اساساً پیش از تولید روایت انسانی تولید شده و بیش از آن‌ها اثرگذار است. روایت‌های کلان شهری یعنی همان معماری و مدل توسعه کمی شهری؛ یعنی همان پاساژها و مال‌های تجاری در شلوغ‌ترین نقاط شهر، یعنی همان تفکیک فضاهای شهری به بالا و پایین شهر و... . واقعیت این است که روایت‌های انسانی و شفاهی و حتی هنری در مقابل این روایت‌های کلان، هیچ شانسی برای پیروزی ندارند. پشتوانه یک طرف بازار و سرمایه‌داری با هزاران همت است و پشتوانه یک طرف چند دستگاه یا نهاد فرهنگی که تازه اگر متوجه موضوع باشند، دستشان به یک همت هم نمی‌رسد. اگر با دقت رمان‌های شهری معاصر را بخوانیم، متوجه می‌شویم که در این فضا تولید روایت تقریباً یک‌طرفه و صرفاً توسط کالبد و مناسبات شهری است و تولید روایت انسانی در همه ابعاد آن، نه تولید؛ بلکه مصرف همان روایت کلان مصرفی است که همه شئونات زندگی ما را تحت تأثیر خود قرار داده است.
واقعیت این است که تولید روایت توسط کالبد و فضاهای شهری مصرف‌زده بسیار قدرتمندتر، حرفه‌ای‌تر و جذاب‌تر از روایت‌های برخاسته از دغدغه‌های ملی و دینی ماست. ما جز پرچم و بنر و داربست‌های فلزی چه داریم که برای نسل جدید رسانه‌زده و شعارزده جذاب باشد؟
چهار: اما آن روایت‌های شهری چه دارند؟ ولادیمیر پراپ می‌گوید یکی از اجزای تشکیل‌دهنده روایت‌ها فقدان‌ها هستند. بر اساس تحلیل پراپ، فضای مصرفی و پاساژهای تجاری در جوان شهری ابتدا یک فقدان و نیاز به مصرف برندها و پرستیژ کافه‌نشینی را ایجاد و سپس او را وادار می‌کند مثل قهرمان داستان، برای رفع این فقدان، در طبقات مال‌ها پرسه بزند. شیوه و چگونگی این وادار کردن هم بسیار شیک و حرفه‌ای است. از مدل نورپردازی‌ها و ویترین‌های جذاب گرفته تا نحوه برخورد و احترام فروشنده‌ها و استفاده از جذابیت‌های جنس مخالف و... که به نظر نگارنده بیش از همه چیز احساس فطری دیده شدن و ارزشمند بودن انسان را آشکار می‌کند.
پنج: حال ما مانده‌ایم و فقدان‌های فراوان: فقدان فضا و کالبد متناسب با روایت زندگی روزمره معنامحور، فقدان چشم‌انداز شهری معنوی ثابت و فقدان انگیزه‌ای برای کشف و تولید این فقدان‌ها! بدانیم تا زمانی که در کالبد و مناسبات کلان شهری تولید روایت نکنیم، روایت‌های مردم معتقد به گفتمان دینی و اخلاقی تبدیل به خرده‌روایت‌هایی می‌شوند که تنها با قدرت رسمی و رسانه می‌توانند کنش‌های موقتی را رقم بزنند و شهر در نهایت دست ابرروایت‌های خود که هیچ سنخیتی با روایت ملی و دینی ما ندارند، باقی خواهد ماند.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha